مجموعة مؤلفين
102
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
شد و چشم همگى خيره شد بعد نگاه كردند ديدند در باز گرديده و عرب ها آمدند ، اين از قرار گفته خود قراول است كه به ديوان خانه عرض نمود ، سه روز هم ميرزا عبدالله خان باليوز ايرانى غدغن نمود ، نجف را چراغان نمودند به جهت اين معجزه ، ولى سنىها مىگويند شيخ عبدالقادر به ديدن امير المومنين آمده بود و اين معجزه اوست . [ 72 ] ساعت پنج خوابيديم . [ نوشيدن چاى در بالاخانه گلدسته ] روز پنج شنبه بيست و يكم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، دو ساعت به صبح مانده ، قهوه خانه رفتم دو فنجان چاى صرف شد ، دو روز است روزه مىگيرم ، بعد حرم مشرف شدم زيارت كردم ، به [ حرم ] حضرت عباس رفتم مراجعت نمودم ، نماز صبح را خواندم زيارت نموده به منزل آمدم . جاى همگى خالى است ، در قريب به صبح در حرم مطهر كه خيلى باصفاست ، بعد مشغول روزنامه نويسى گرديدم بعد خوابيدم تا ظهرى ، روزه بودم ، برخاستم وضو ساخته حرم مشرف شدم نماز ظهر را كردم به [ حرم ] حضرت عباس رفتم ، بعد منزل آمدم ، ميرزا حسين به ديدن ما آمد تا مغرب افطار كرديم ، حرم رفتم ، نماز جماعت كرده ، منزل آمديم ، شام پلو داشتيم صرف شد . چون سنگ را مىخواستيم كار بگذاريم ، حرم رفتيم مشغول كار گذاشتن سنگ شديم ، ميرزا مهدى خان ساعت پنج از شب گذشته آمد ولى من و آقا سيد رضا تا صبح حرم بوديم ، سنگ را كار گذاشتيم و مشغول زيارت شديم ، ساعت هشت از شب گذشته آقا سيد مصطفى ما را بالا خانه گلدسته برد ، چاى داد خورديم ، دوباره حرم آمدم زيارت كرده منزل آمدم به جهت تجديد وضو ، وضو تجديد كردم دوباره قهوه خانه رفتم ، چاى خوردم به [ حرم ] حضرت عباس رفتم و مراجعت به حرم سيد الشهداء كردم . روز جمعه بيست و دوم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، [ 73 ] نماز صبح را به جماعت كرده ، چون شب نخوابيده بودم ، منزل آمدم و خوابيدم ، ناهار بيدار شدم آش انار داشتيم صرف شد . آقا سيد رضا را فرستاديم پيش خواجه صالح يهودى كه حواله كرمانشاهان به او شده بود ، بلكه بگيرد و فردا نجف